سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۸۷
متاسفانه عليرغم منافع مادي و اشتغالزايي كوتاه مدتي كه كارخانه آلوميناي جاجرم براي منطقه ايجاد نموده، اين صنعت همانند بسياري از صنايع ديگر موجب تخريب محيط زيست و به خصوص اين دره و پناهگاي زيباي حيات وحش شده بهطوريكه گذشته از تخريب گسترده محل كه چهره فيزيكي آنجا را دگرگون كرده، ديگر هيچ موجود زندهاي درآنجا يافت نميشود!
ازآنجا كه به دليل محروميت منطقه عمدتاً مردم تنها به داشتن شغلي كوچك دركارخانه و معدن و گذران زندگي روزمره خود ميانديشند، مسئولين كارخانه بدون هيچ مانعي اقدامات نابودگرانه زيست محيطي خود را ادامه داده و چند سال بعد با اتمام ذخاير معدني(كه از هم اكنون زمزههايش به گوش ميرسد) منطقه را وارث طبيعتي ماتم زده ميكنند.
سئوال: چرا بايد به فكر چند جانور، درخت يا چشمه باشيم؟ آنها ارزشمندترند يا ما؟
پاسخهاي فراوان به اينگونه سئوالات داده شده كه اميدوارم شما خواننده عزيز با اظهارنظر خود مشاركت كنيد ولي به طور مختصر ميتوان گفت:
• ما انسانها يكي از 30 ميليون نوع موجود زندهاي هستيم كه در كره خاكي زندگي ميكنند و هيچگاه حق سلب حيات ساير موجودات به ما داده نشده است. اشرف مخلوقات بودن به معني دارا بودن حق نابودي ديگر موجودات نيست بلكه مسئوليت ما را در قبال آنان نشان ميدهد. اين نكته در تمام اديان الهي تاكيد شده و در دين اسلام و سيره ائمه اطهار بارها بر احترام به حقوق حيوانات تاكيد شده است. واقعه كشتي حضرت نوح به تنهايي كافيست نشان دهد انسان وظيفه حفظ چرخه حيات را داراست. اين داستان نمونه روشني از وابستگي زندگي ما به ديگر موجودات است. يعني
• براي حفظ زندگي خودمان بايد به زندگي ديگر موجودات احترام گذاشت. امروزه زنجيره حيات براي بسياري روشن است. تمام حيوانات در زنجيرهاي قرار گرفتهاند كه اگر حلقههايي از اين زنجيره نابود شوند، در درازمدت بسياري از حيوانات ديگر نيز به نابودي كشيده خواهند شد(چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار). وجود دره زو و حيات وحش متنوع آنجا بيانگر سلامتي منطقه و چرخه حيات آنجاست. آهو، بز و كل طعمههاي طبيعي يوزپلنگند حال اگر با شكار بيرويه، تخريب زيستگاه، نابودي مراتع و غيره نسل آنها منقرض گردد عملاً يوز پلنگ و گرگ نابود خواهند شد. حالا براي اينكه بدانيم آنها چه فايدهاي دارند واقعهاي را بيان ميكنم: سالها پيش در تعدادي از كشورهاي اروپايي مشاهده شد كه تعداد گرازها، خرگوشها و موشهاي صحرايي در آن مناطق به شدت افزايش يافته و موجب خسارت كشاورزان شدهاند. بررسيها نشان داد كاهش جمعيت گرگها به دليل شكار بيرويه باعث اين عدم تعادل در چرخه حيات وحش آنجا شده و لذا اقدام به واردات گرگ! از ايران نمودند تا اين چرخه و تعادل بازگردد.
غرض مخالفت با صنعت و توسعه نيست بلكه مواظبت از آن است تا شكل پايدار به خود بگيرد و موجب ناپايداري در مكان ديگر نگردد. براساس قانون تمام طرحـهاي صنعتي بايد ارزيابي زيست محيطي داشته باشند و نشان دهند براي به حداقل رساندن تخريب محيط زيست چه برنامهاي دارند.
اميدوارم حفظ محيط زيست نهتنها در جاجرم بلكه در كشورمان تبديل به يك خواست و فرهنگ عمومي گردد و اهميت آن را يكايك مردم درك نمايند چراكه اين موضوع مستلزم همراهي 100% مردم است.
ازآنجا كه به دليل محروميت منطقه عمدتاً مردم تنها به داشتن شغلي كوچك دركارخانه و معدن و گذران زندگي روزمره خود ميانديشند، مسئولين كارخانه بدون هيچ مانعي اقدامات نابودگرانه زيست محيطي خود را ادامه داده و چند سال بعد با اتمام ذخاير معدني(كه از هم اكنون زمزههايش به گوش ميرسد) منطقه را وارث طبيعتي ماتم زده ميكنند.
سئوال: چرا بايد به فكر چند جانور، درخت يا چشمه باشيم؟ آنها ارزشمندترند يا ما؟
پاسخهاي فراوان به اينگونه سئوالات داده شده كه اميدوارم شما خواننده عزيز با اظهارنظر خود مشاركت كنيد ولي به طور مختصر ميتوان گفت:
• ما انسانها يكي از 30 ميليون نوع موجود زندهاي هستيم كه در كره خاكي زندگي ميكنند و هيچگاه حق سلب حيات ساير موجودات به ما داده نشده است. اشرف مخلوقات بودن به معني دارا بودن حق نابودي ديگر موجودات نيست بلكه مسئوليت ما را در قبال آنان نشان ميدهد. اين نكته در تمام اديان الهي تاكيد شده و در دين اسلام و سيره ائمه اطهار بارها بر احترام به حقوق حيوانات تاكيد شده است. واقعه كشتي حضرت نوح به تنهايي كافيست نشان دهد انسان وظيفه حفظ چرخه حيات را داراست. اين داستان نمونه روشني از وابستگي زندگي ما به ديگر موجودات است. يعني
• براي حفظ زندگي خودمان بايد به زندگي ديگر موجودات احترام گذاشت. امروزه زنجيره حيات براي بسياري روشن است. تمام حيوانات در زنجيرهاي قرار گرفتهاند كه اگر حلقههايي از اين زنجيره نابود شوند، در درازمدت بسياري از حيوانات ديگر نيز به نابودي كشيده خواهند شد(چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار). وجود دره زو و حيات وحش متنوع آنجا بيانگر سلامتي منطقه و چرخه حيات آنجاست. آهو، بز و كل طعمههاي طبيعي يوزپلنگند حال اگر با شكار بيرويه، تخريب زيستگاه، نابودي مراتع و غيره نسل آنها منقرض گردد عملاً يوز پلنگ و گرگ نابود خواهند شد. حالا براي اينكه بدانيم آنها چه فايدهاي دارند واقعهاي را بيان ميكنم: سالها پيش در تعدادي از كشورهاي اروپايي مشاهده شد كه تعداد گرازها، خرگوشها و موشهاي صحرايي در آن مناطق به شدت افزايش يافته و موجب خسارت كشاورزان شدهاند. بررسيها نشان داد كاهش جمعيت گرگها به دليل شكار بيرويه باعث اين عدم تعادل در چرخه حيات وحش آنجا شده و لذا اقدام به واردات گرگ! از ايران نمودند تا اين چرخه و تعادل بازگردد.
غرض مخالفت با صنعت و توسعه نيست بلكه مواظبت از آن است تا شكل پايدار به خود بگيرد و موجب ناپايداري در مكان ديگر نگردد. براساس قانون تمام طرحـهاي صنعتي بايد ارزيابي زيست محيطي داشته باشند و نشان دهند براي به حداقل رساندن تخريب محيط زيست چه برنامهاي دارند.
اميدوارم حفظ محيط زيست نهتنها در جاجرم بلكه در كشورمان تبديل به يك خواست و فرهنگ عمومي گردد و اهميت آن را يكايك مردم درك نمايند چراكه اين موضوع مستلزم همراهي 100% مردم است.
نوشته شده توسط رضا اسماعيل زاده در ساعت 20:23 | لینک
|